بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

135

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

دور خون غلبه ظاهر بود فصد كنند تا حد غشى كنند غلبه نباشد فى الجمله خون كم كنند بفصد يا حجامت بتخصيص بر حوالى اگر مانعى نباشد و بعد از ان استفراغ صفرا و سوداوى احتراقى كنند بمسهلى كه اندر وتر باقى نيكو بود و چون تقليل خون را مانعى باشد بر مسهل اختصار لازم بود و بر محل علت ضمادهاى محلل بمخفف معتدل در گرمى و سردى به كار دارند در شبانروزى دو كرت و سه كرت و چهار كرت مثل ضمادى كه از عدس مقشر و برگ لسان الحمل و نان تنگ بسيار سبوس ساخته باشند و انار ترش پنجم و پوست كه اندر سركه پخته باشند و نيكو سائيده و مازوى اندر سركه پخته و نرم سائيده و غذاهاى ترياقى مائل بسردى و ترشى مىدهند و گاه بود كه احتياج افتد بانكه محل علت را بسر تيغ بپاچند و خون فاسد آن را بيرون كنند نافع بود و زلو افگندن بسى مفيد اندرين ملك رى آن را به چوب روناس كرانده به آهن سرخ كرده داغ مىكند و بمرهم اصلاح مىنمايند و سوزش و ورم آن گاهى عظيم مىشود از داغ و كم كسى را طاقت آنست امّا دگر خطرها ندارد يك دانه بيش برنمىآيد بعد داغ و كسى را كه طاقت سوزش و درد باشد اولى آنست كه به تيزاب فاروتى مدبّران را داغ كند و چندان تيزاب گرم كرده بران مىزند كه اين محل سوراخ مىشود و به حركت آيد و آنجا كه اين مرض بحرانى افتد اين عمل واجب بود و طريق استعمال تيزاب بتقريب معلوم گردد و آنجا كه جمره بر لب يا قضيب يا قصبه يا مانند آن برآيد و ابداروهاى خشك كنند محتاج باشد بگيرند قلقطار و قلقديس از هر يكى بيست درم بوره پنج درم و به آب بسايند و طلا كنند و پشك بز يا انگبين سرشته طلا كردن نافع بود و مرهم كوزه فقاع طلا كردن عظيم مفيد آيد و بر محلهاى مورم از حوالى علت گل ارمنى در سركه حل كرده طلا كردن سخت مفيد آيد و پوست تازهء خرگوش همواره بر محل علت بستن عظيم نافع بود و قسم ديگر موسوم بود بنار فارسى و آن بثره بود پر آب با خارش و سوزش صعب و درد و ورم حوالى و هيچ غور نكند همچنانكه از سوختن آتش پديد مىآيد و بدين مناسبت آن را نار گويند و تخصيص به فارسى غالبا به جهت آن كرده باشند كه اولا مرض اندر فارس پديد آمده باشد و اهل فرس از جهت سوزش آن آن را آتشك گفته باشند چنانچه ارمنى دانه را مىگويند و اندر حوالى اين بثره بثرهاى خرد از جنس او و از غير جنس او بسيار پديد آيد خصوصا رطوبت و عفونت آن بهر جايى كه رسد و خشك‌ريشه سياه كند و حوالى پوست را لختى بخورد و بسوزد و اندك پهن باز شود و اين بثره نيز اندر سالهاى و با و قرب آن بسيار افتد و بر اثر اين نيز تپهاى گرم مهلك پديد آيد ليكن مادهء اين بدان گرمى